نوت معرفی | گوشِ شنوایِ آقایِ ماهی | داستان های lefv غنچه شوید
𝖘𝖕𝖗𝖎𝖓𝖌
𝖘𝖕𝖗𝖎𝖓𝖌
The angel who fell from heaven
Marcis March
Marcis March
  • پست شده در - سه شنبه, ۲۹ تیر ۱۴۰۰، ۰۲:۰۰ ب.ظ
  • ۳۶۳ : views
  • ۵ : Likes
  • ۳ : Comments
  • : Categories

صاحب این وبلاگ فوت کرده است

_اول

حسرت؟ چند وقت پیش که درباره مرگم فکر کردم دریافتم حسرت نبودن چیزی نیست که گریبان گیرم شود. نه اینکه همه کار های خواسته ام را به پایان رسانده باشم. کارهای زیادی هست که نکردم. حرف های زیادی که به اشخاصی نزدم. حق هایی را که در صورت بعضی ها نکوبیدم ولی معتقدم حسرت ها مال جسم است. جسمی که در خاک می رود به اندازه حسرت هایش زیر فشار است. اما وقتی روحم آزاد شود دردی را حس نمی کند. پس باکی نیست.

۳ عدد کامنت برای این مطلب ثبت شده است
  • ویلی ونکای خسته ッ

    از بین تمام متنایی که راجب چالش خوندم منطقی ترینشون این بود! براوو~~

    درباره سوال دومت اول میگم دور از جون

    و اینکه..

    هیچوقت فراموس نمیکنم که همسایه ی وبلاگم یه باغ گل رز بود که در عین سادگی مجلل و اروم بود..و توی اون یه پرنسس کوچولو زندگی میکرد که مهربون و بااستعداد و خوش نویس بود...

    تمام حرف ها و خیال پردازی هامون خاطرست...

     

  • Marcis March
    هق مرسی
    باغ گل رز.. دوسش دارم > 
    پس زیاده خاطره هات-^-
  • 𝑬𝒎𝒊𝒍𝒚 𝑯𝒊𝒏𝒅𝒊𝒏𝒔𝒐𝒏

    🥺 🍓 واییی!!

  • Marcis March
    ">
  • Nobody  -

    یه جوری؟ نهه بنظرم خیلیم قشنگ شده بود TT

     

    + اولین باری که وبلاگت رو باز کردم گفتم این‌جا بوی لیمو می‌ده :ـ) و تو یه نگاه عاشقش شدم.

    با هارو و بهار یادت می‌افتم. با مومو. با متن‌های سیال ذهنی. و با لیمو 3>

  • Marcis March
    هوف خوبه
    اولاش که اون گلای پشت نبودن تنها رنگش زرد بود خیلی دوسش داشتم:"
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی