- پست شده در - يكشنبه, ۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۰:۴۰ ب.ظ
- ۱۹۳ : views
- ۳ : Comments
- : Categories
موقتِ چجوری
بده. میدونم و میدونستم. فرار کردن ازش فایده نداره. چندین بار باختم. چیزیه که اتفاق افتاده و برای انکار کردنش لازم نیست زندگی نکنم. باید فقط درها رو ببندم و درهای جدیدی رو باز کنم. متن شخصیت نداره این منم که گناه کردم. من میدونستم و میدونم که کوتاهه. هرچیزی که ازش میگیرم. موقته. منم که با این حال چیز هایی رو نگه داشتم؟ اون هم منم. منی که به گذشته چسبیده. همونی که داره غرق میشه. طناب کشتی رو ول کرده و از چوب خشک توقع داره قایق بشه و نجاتش بده. گاهی جای منو میگیره. همه آجر های پل رو خراب میکنه. خسته میشم همه چی خاکستری میشه. چیز هایی هستن که انرژی بدن. همشون کوتاهن. اینجا موقته. شما هستین. من هم هستم. قراره بمیریم نه؟ چجوری بمیرم؟ موقتِ چجوری؟ مسئاله زمانیه که میگذره و درجا میزنم. بزنم یا نه؟ دست منه؟ دست منه. سخته ولی این آینده منه. مال خودمه. این همه سختی نیازه؟ نیاز نیست. گذشته پاک نمیشه و آینده نوشته نشده. حتی لاک غلط گیرم ردش میمونه. قورباغه رو قورت نده، درش بیار و زیر پات لهش کن. لهش کنم؟ اون یه موجود زندست. گناه داره حتی با اینکه قورباغست. گفتم زندگی از روی هممون رد شده؟ رد شده. بستگی به خودت داره که کی بدویی و بهش برسی. به خودم. هرچقد دیرتر بلند شم دیرتر بهش میرسم. زندگی یه مزرعه گندست و چرخش چرخ گنده تراکتوره. اگه محکم راه نری اونقدر روت گل میپاشه که دفن شی. اگه رفتن بذار برن. تهش هممون سوار یه تراکتوریم. هوایی که توش نفس میکشیم درحال چرخشه پس دمِ من بازدمِ کسیه که رفته. یا هرگز نیومده. اونو پاکش میکنم. همین الان. کردم. بار سومه که چیزی رو پاک میکنم. قراره یکم بهتر باشه. بهار اینه؟ پس قشنگه. توی اون آینه نه. توی اون هیچ کس قشنگ نیست. توی بقیه آینه هام نیست. چشمای تو آینه نیست؟ هست. هست و بهار توش باحاله. بازم در هارو ببند. میخوام ببینم میتونی بسته نگهشون داری با همه چیزایی که پشتشونه؟
_____________________________________
-یه چیز کوچیک و طولانی و جوری که حالت و کلا عوض میکنه.
-دختر بودن بد نیست ولی دردناکه. اگه میتونستم "دو ساعت" رو دوبار پست میکردم.
-لیست جمله هام تموم شدهT-T
-locke and key سانسور شده البته.